ابو القاسم راز شيرازى

315

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

- به ملاحظهء توافق باطن و ظاهر - بايد در خلوت و جلوت « 37 » اعمالش يكسان باشد تا از رياء و نفاق با خلايق - بالمرّه - پاك شود ، نه آنكه در خلوت به رفاه خاطر ، برحسب تمنّى ، اين افعال را به عمل آورد ، و در ملأ عام ، در افعال مذكوره تكلّف نموده ، خود و خلق را به زحمت اندازد ؛ مثلا در خلوت ، كثير النّظر باشد و در ملأ ، چشم به زير اندازد و با خلق عبوس نمايد ، و در خلوت ، « كثير الاكل » « 38 » باشد و در ملأ ، تقليل نمايد كه باعث شرم ديگران از خوردن غذا شود . و همچنين در ساير اعمال مذكوره ، حتّى لباس خلوت و معاشرت را اگر دوتا نمايد ، ريا محسوب شود و باعث كلفت ديگران در لباس گردد ؛ شايد ديگران را لباس مرغوب نباشد ، به كلفت تحصيل آن به جهت هم‌رتبگى و هم‌چشمى گرفتار شوند . بالجمله ، آن‌طور كه در خلوت هست در معاشرت هم همان‌طور نمايد تا خود و ديگران را از كلفت فارغ دارد كه ريا در اين افعال مباحه ، بتدريج منجرّ به رياء در افعال و طاعات واجبه و مستحبّهء شرعيّه نشود كه اقبح اقسام رياء است ؛ چنان‌كه حضرت امام ص مىفرمايد كه : اقبح رياء ، در صلاة و حجّ و جهاد و قرائت « قرآن » و ساير عبادات ظاهره است ، اعمّ از واجب و مستحبّ آنها ؛ زيرا كه در طاعات واجبه و مستحبّه ، نيّت ، قربة الى اللّه و طلب مثوبات اخرويّه است كه موجب ترقّى و كمال و رفعت درجات عباد است . و در ستايش و طاعت معبود واحد حقيقى - كه جز او شايستهء ستايش نيست - غيرى را شريك كردن ، و در طلب اجر و ثواب اخروى دايمى باقى ، طلب منافع دنيويّهء فانيه را قرين نمودن ، اقبح قبايح است ، بلكه به فرمودهء آن حضرت ، مورث شرك خفى و سقوط اعمال

--> ( 37 ) - در مقابل خلوت و به معنى آشكار است . ( 38 ) - پرخور